تكيه گاه*
اولين بار بود كه او را چنين شكسته و مستاصل مي ديدم. هر كدام از دوستان كه به مشكلي بر مي خورديم،اولين كسي كه به ذهنمان خطور مي كرد كسي جز او نبود. محكم و استوار در بدترين شرايط مي ايستاد و به جاي فرار از مشكلات به حل آن مي انديشيد.
عصر چند روز پيش صدايم زد. صدايش گرفته بود و غمين. مثل هميشه در اولين برخورد شاد و پر انرژي در مقابلم نشست. اما چند لحظه اي بيشتر دوام نياورد و شروع به ناگفته هايي كه بغضي سنگين در گلويش شده بود، كرد.
حرف هايي كه در بيست سال گذشته از او نشنيده بودم ، شنيدم! از همه چيز و همه كس خسته به نظر مي رسيد.
مي گفت: از آن خوشحال بوده كه هميشه تكيه گاه همه باشد. مي گفت اگر توان حل مشكلي را مي يافت بزرگترين نعمت بود برايش. مي گفت از اينكه در بدترين شرايط توان مديريت خويش و جامعه پيراموني اش را داشته، خرسند بوده و ...
اما اين بار حرف هاي ديگري ميزد. حرف هايي كه با گذشته اندكي متفاوت بود.
او از اينكه تكيه گاه همه باشد خسته بود. او از اينكه به فكر همه باشد و كمتر كسي به فكر او باشد خسته بود. از اينكه همه انتظار و توقع داشته باشند كه او هميشه براي آنها باشد اما از هيچ كس انتظاري نداشته باشد. از اينكه براي همه چاره جويي كند اما هيچ كس چاره اي براي او نجويد!
ساعت ها گفت و گفت و گفت و من هم مات و مبهوت نگاهش كردم و هيچ نگفتم. هيچ نداشتم كه بگويم. چراكه من هم يكي از آن «همه ها» بودم. يكي از آنهايي كه هميشه در مشكلات و حوادث به ياد او مي افتادم و هميشه انتظار حل مشكلاتم را از او داشتم. من هم مثل آن تمامي «همه ها» فقط يك روي سكه شخصيت او را مي ديدم و هچ گاه تصور نمي كردم كه او نيز بالاخره حد و سقف شخصيتي دارد و در يك جا خواهد بريد و نياز به حمايت ما و تمامي آن«همه ها» دارد. «همه هايي» كه عمري برايشان بوده !.
مي گفت: ديروز يكي از همسايه ها جلويش را گرفته و به او گفته كه پدرش شكسته شده و كمي هواي او را داشته و حمايتش كند. مي گفت هضم تكيه گاه پدر بودن!!! ديگر برايش تهوع آور است .
او از دست تصوري كه اين «همه ها» از او يافته بودند خسته بود!! از اينكه انسان ها حد و مرز خود و ديگران را نمي شناسند! از اينكه گذشت ها و خيرخواهي هاي او وظيفه به حساب آيد!!! و تنها او در مقابل آن «همه ها» وظيفه داشته باشد!!
* براي دوستي كه هميشه برايش خواهم ماند
دغدغه نان
پس از حوزه سياست( شايد هم قبل از آن!) آسيپ پذيرترين و كم امنيت ترين حوزه كاري ، عرصه خبر و اطلاع رساني است. مخصوصا در كشورهاي جهان سوم و آن هم ايران!!
در اين سرزمين خبرنگاران عوامل نفوذي دشمن هستند كه در شكل دهي افكار عمومي عليه حاكميت و حاكمان نقش دارند ! برخي از آنان نقش ستون پنجم دشمن درداخل را بازي مي كنند ، مخصوصا اگر خبرنگاران حوزه سياسي و فرهنگي باشند كه به مراتب وضعيت سياه تر و بدتر است.
اين واقعيتي است از فعاليت خبري در جامعه ايران كه پس از پنج سال فعاليت مستمر، شخصا بدان دست يافته ام. عدم امنيت ، خروس هر معركه بودن، عقب ماندن از حوزه اقتصاد و در نهايت ماندن در معيشت روزمره!! همه دلايلي بود كه چند ماه پيش، پس از خروج ( يا اخراج!) از حوزه قبلي كاري ، تصميم گرفتم نانم را و آب باريكه معيشت روزانه ام را از حوزه خبر و فرهنگ وسياست، به گونه اي جدا كنم. نهايتا فعاليت در حوزه آموزش را نزديك ترين حوزه به روحيات و علايق يافته و اين شد كه در چند ماه گذشته تمامي وقت را بر اين امر نهاده و نهايتا اولين فعالتهاي كاري در حوزه آموزش و برگزاري دورهاي مختلف آموزشي را آغاز كردم تا شايد پس از چنين ماه بلاتكليفي و چندين سال عقب ماندگي! نفسي تازه كنيم .
يقينا در اين حالت، فرصت بيشتري براي تامل و انديشيدن به وضعيت خود وآگاهي نسبت به واقعيات جامعه يافته و در نتيجه با جسارت بيشتري مي توان تصميم گيري و صد البته تصميمات آگاهانه تري گرفت.
ستاد مردمي!!!
1- چند هفته اي مي شود كه نه وقت خواندن روزنامه اي را داشته ام و نه در جريان تحولات و اخبار روز بوده ام.
2- امروز بعد از جلسه اي كه در دفتر خبرگزاري ايرنا داشتم، يكي از از دوستان خبرنگار نكته اي را متذكر شد كه حيفم آمد از شما دريغش دارم!
آنچه مي خوانيد عين خبر خبرگزاري
« ... مسوول شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي و ستاد دهه فجر استان اصفهان گفت: ستاد دهه فجر از حدود سهماه پيش فعاليت خود را شروع كرد و حدود ۴۲۰كميته در ستادهاي دهه فجر شهرستانها و بخشها فعال شد. وي افزود: اين كميتهها بدون امكانات مادي از روي اعتقاد و علاقه به انقلاب اسلامي، داوطللبانه عمل ميكنند و اين حركت كاملا مردمي(!!!) است. وي اضافه كرد: پشتوانههاي دولتي در اين زمينه در حد صفر است(!!!!!)، هرچند برنامهريزي در اين مجموعه ميشود ولي مجريان اين برنامهها مردم هستند.
سردار رضا محمد سليماني، مسوول كميته نيروهاي مسلح، مرتضي ماندني مديركل كار و امور اجتماعي استان اصفهان، احمد رضايي معاون اداره كل ارشاد اسلامي، مسعود كاظم زاده مسوول كميته روستايي و عشايري، محمود شريعتي مسوول معاون كميته امداد امام خميني، حسن فرازوند، نماينده دفتر فني استانداري اصفهان، حجتالاسلام احمد زادهوش مسوول كميته حوزه و روحانيت و تعداد ديگري از مسوولين كميتههاي ستاد دهه فجر استان اصفهان(!!!!!!!!!) در ديدار با خبرنگاران سرفصل برنامههاي كميته متبوع خود براي برگزاري بهتر برنامههاي دهه فجر انقلاب اسلامي را تشريح كردند...»
تا باشند، مردماني از اين جنس!!!!
3- امشب به دعوت چند تن از دوستان، رفتيم به يكي از چايخانه هاي سنتي محل. چايخانه فوق العاده شلوغ بود و پر بود از مردمي كه در ستادي!!هماهنگ، متمركز بودند و به تدخين مشغول.
از رديف اول تا آخر سالن را شمردم . 127 نفر كه اكثريت آنان را جواناني بين 17 تا سي سال تشكيل مي دادند و در تخت ها و ميزهايي متراكم و در لابلاي دودهاي سفيد قليان و سيگار به دور هم نشسته بودند!!!! براي يك لحظه واهمه اي فرايم گرفت و احساس خطر كردم.
براي كه؟؟؟ نمي دانم !!!
شايد براي برخي ستاد هاي مردمي!!!


