تبليغاتX
برای فردا

آن وبلاگ شایسته

وبلاگ هاي زيبا در فضاي مجازي بسيارند، اما يكي از وبلاگهايي كه در چند ماه اخير با آن آشنا شدم ، وبلاگي است با عنوان « واله» كه انصافا نويسنده آن،قلمي شايسته و موفق در بيان احساسات دروني و نوشتن حالات احساسي و معشوقانه خود دارد. البته شما به غير از نوشته هاي احساسي و عاطفي ، ميتوانيد خواننده مطالب و نوشته هاي سياسي ،اجتماعي و فرهنگي پر محتوايي نيز در اين وبلاگ باشيد كه بي شك نشان از  دانش بالا و عمق شخصيت نويسنده آن دارد. در ضمن دوستان وبلاگ نويس و وبلاگ خوان، يك اصل را در هنگام مراجعه به اين وبلاگ در نظر داشته باشند:  ظاهرا همچنان كه نويسنده واله انتظار ندارد كه كسي براي او پيامي بگذارد!!! شما نيز نبايست انتظار داشته باشيد كه واله به شما سري زده و يا پيامي براي شما بگذارد!!!

www.valeh.blogfa.com                                       

                                          

 

نوشته شده توسط صفری در ساعت 16:9 | لینک 

جزيره بازگشت

 

 

كوتاه و آرام گفتند:

 بازگشت

بازگشتي براي تكرار

و شايد براي حركت!

با چشماني نه چندان اميدوار

 و صد البته مايوس

 آنان چشمانشان را بر روي غفلت هاي خود بسته بودند

غفلت هاي صد ساله!

 

اي كاش جزيره بازگشت تنها خوابي بيش نباشد

وگرنه بايد تجديد نظر كرد !!!

در بسياري از آنچه تا كنون مانديم بر آن

 

نوشته شده توسط صفری در ساعت 13:36 | لینک  | 

سكون

 

بي سامان تر از هميشه

آواره تر از نسيم

در خاكي كه تنها هرزه علف هاي بي سامان در آن مي رويند

در جايي كه مردمانش

  « عصا از كور مي دزدند»

ماندیم و

   ماندیم و

       ماندیم و زيستیم

 

اي مردمان سرزمين هرزه علف

      اي ساكنان بركه آبگرفته ي راكد

خمودگي و سكون ما

   از عقلانيت خشك بنياد

-           و شايد احساسات بي بنياد  -

  و تصميم هاي ناهموار شما بود

نوشته شده توسط صفری در ساعت 13:32 | لینک  | 

خودي ، نخودي، بيخودي

 

جداي از عرصه شخصي و خصوصي كه در برخي زمانها، نقش نُخودي را براي ما تعريف مي كنند! در عرصه سياست نيز گاهي اوقات،« نُخودي»، گاهي اوقات « نخودي»( نه خودي، همان خودي خودمان) و گاهي اوقات هم با عملكردمان، ممكن است به مرحله« بي خودي» نزديك شويم.

 ظاهرا شرايط سياسي حاضر از ان زمان هايي است كه هر حركتمان ممكن است ما را به يكي از اين مراحل و فرايندها نزديك كند. عده اي معتقدند به هر دليل و تحت هر شرايطي حاكميت مجبور شده اصلاح طلبان را مجددا وارد فاز «خودي» كند و لذا ما نيز چون براي مرحله آن طرف «غير خودي» شدن، برنامه اي نداريم،همان بهتر است كه فاز «خودي» بودن و پيگيري مطالبات در ساختار حكومت را ادامه دهيم، چراكه ممكن است با قهر و كناره گيري، بازي سياست را به بازي« يا سياه يا سفيد» تبديل و هزينه سياست ورزي در ايران را بالا ببريم و راهي جز مقابله مستقيم با حاكميت و اپوزوسيون شدن برايمان باقي نماند و در اين حالت ممكن است يك جورهايي به فاز« بي خودي» شدن، نزديك شويم. اما در سوي ديگر، عده اي نيز بر اين اعتقادند، كه در اين شرايط كه  حاكميت بارها و بارها بر غير خودي بودن ما صحه گذاشته، ما نقش نُخودي( با ضمه) و سوپاپ اطمينان را، بازي نكرده و دستكش مخملين براي اقايان اقتدار طلب و مستبد نشويم ، چراكه در چنين شرايطي و در دراز مدت، « بيخودي» شده و راهي براي فعاليت اصلاح طلبان و نقش آفريني آنها باقي نخواهد ماند و نه تنها از منظر حاكميت خودي نخواهيم بود، بلكه از ديگر سو، پايگاه حداقلي خود  را نيز در عرصه اجتماع و بين مردم ،از دست خواهيم داد. لذا بهتر است كه با دستان خود استبداد را نهادينه نكرده و بدان مشروعيت ندهيم و به بدنه اجتماع رفته و به بازسازي خود و ساماندهي فعاليت هاي مدني در خارج از ساختار حكومت، بپردازيم.

به هر حال چند روزي است كه اين بحث و جدل ها ادامه دارد و  گمان ميكنم در مجموع اصلاح طلبان به يك اجماع حداقلي – حداقل در كوتاه مدت- خواهند رسيد ، اما واقعا تصميم گيري در چنين شرايطي ،  كاري بس دشوار و مسوليت آفرين است  و در همين شرايط است كه ميتوان به كاركشتگي و تجربه و مهارت سياسيون و سياستمدران زيرك، پي برد.

 راستي!!

 انگار نه انگار كه امشب تبليغات نهمين دوره رياست جمهوري آغاز شده و ما ...!!!!

نوشته شده توسط صفری در ساعت 12:28 | لینک  | 

در نشيب

 

 

در نشيبم

سخت سخت

محكوم  روياهاي خويش!

آگه از فرداي باورهاي خويش!

 

مهر ورزي

يك گناه است!

عشق ورزي

يك سقوط!

اما سزاوار است!

سزاواري رواست

آنچه را اكنون سزاوار است

هم بيشش رواست!!

 

در مسيري كه در آن

هر دم نفاقي ساختند

عشق ورزي

مهر ورزي

-          خارج از دور تعقل –

در جهان افراشتن

و عمري باور اعجاز را پنداشتن

كم گناهي نيست

بيشم باد

بيش!!!

 

اين جسارت

اين صراحت

يا حماقت!

يا كه نامش از نظرگاهم صداقت

جرم نابخشودني است!

لاجرم جايي فراتر از زمين

در كنار آسمان

-          بر بالاي دار –

جاي من آنجاست!

دور از اين پليدي هاي نا اهلانه ي ما مردمان

جاي من آنجاست!

 

اي همه شادان

همه رقصان

همه نامردمان هيچ گو!

شرمتان!

و شايد شهرت ناپاكتان!

تاريخ را پر كرده است

بيشتان باد

با باورهاي كژ انديش خويش

بيش!!!

 

 

نوشته شده توسط صفری در ساعت 13:37 | لینک  |